به گزارش شهرآرانیوز؛ سمیه بابایی با تأکید بر اینکه مد و فشن امروز به بخشی جدانشدنی از جامعه مدرن تبدیل شده است، اظهار کرد: فشن، چه آن را خوب بدانیم یا بد، مفید تلقی کنیم یا سطحی، تأییدش کنیم یا رد، واقعیتی است که نمیتوان انکارش کرد. مد مانند یک شمشیر دولبه است؛ از یکسو میتواند ابزار نمایش فردیت و تمایز افراد باشد و از سوی دیگر، آنها را به دام تقلیدهای پیدرپی و فرساینده بیندازد.
او در توضیح ریشههای روانشناختی این پدیده افزود: تقلید در ذات انسان است. کودک از همان بدو تولد، شروع به تقلید از فردی میکند که او را قدرتمندتر از خود میبیند و این ویژگی تا بزرگسالی در لایههای پنهان روان انسان باقی میماند.»
این روانشناس با اشاره به اهمیت نگاه دیگران در شکلگیری رفتارهای ظاهری افراد، تأکید کرد: انسانها به تصویری که از خود در ذهن دیگران میسازند، اهمیت زیادی میدهند؛ چرا که این تصویر تأثیر مستقیمی بر قضاوت دیگران دارد.
به گفته بابایی، وقتی ما فردی را میبینیم، اولین چیزی که در ذهنمان کدگذاری میشود، ظاهر و چهره اوست؛ هرچند ممکن است بعدها این قضاوت اصلاح شود. این توجه به ظاهر و تصویر بیرونی، امری طبیعی است و ریشهای تاریخی هم دارد.
بابایی با اشاره به سابقه تاریخی مد، گفت: از دورههایی مانند پس از انقلاب فرانسه به بعد، طبقات برگزیده و ثروتمند جامعه، شیوههای خاص، عجیب و گاه پرهزینهای در پوشش و ظاهر خود ایجاد میکردند تا خود را از سایر طبقات متمایز نشان دهند. آنها تلاش داشتند پیشرو و برگزیده دیده شوند و دیگران نیز، با تغییرات جزئی، به دنبال آنها حرکت میکردند.
اوادامه داد: این چرخه تغییر و تقلید، بهتدریج به یک روند تاریخی تبدیل شد که تا امروز ادامه دارد. تفاوت امروز با گذشته این است که به جای اشراف و ثروتمندان، سلبریتیها یا گروههایی با قدرت رسانهای نقش پیشرو را ایفا میکنند؛ کسانی که با ایجاد تمایز، قدرت خود را به رخ میکشند و دیگران نیز از آنها پیروی میکنند.
این رواندرمانگر با اشاره به شتاب بالای تغییرات در دنیای امروز، بیان کرد: امروز با پدیدهای به نام فستفشن روبهرو هستیم؛ تغییراتی آنقدر سریع که اگر کسی بخواهد حتی اجزای چهرهاش، مثل فرم بینی، را بر اساس مد تعریف کند، خیلی زود ممکن است با از مد افتادن آن مواجه شود. اینجاست که فشن میتواند اثرات منفی و حتی مسمومکننده داشته باشد؛ چه در حوزه لباس، چه چهره و چه سایر ابعاد ظاهری.
با این حال، بابایی به وجه دیگری از ماجرا نیز اشاره و بیان کرد: مد میتواند حس تعلق به گروه را ایجاد کند؛ بهویژه در نوجوانان. اینکه “ماهایی که اینطور لباس میپوشیم” یا “ماهایی که این ظاهر را داریم”، بخشی از یک گروه هستیم و این برای بسیاری جذاب و هویتساز است.
او تأکید کرد: همین احساس تعلق، در کنار تقلید و اهمیت تصویر اجتماعی، از مهمترین ریشههای روانشناختی گرایش افراد به تغییرات مداوم ظاهری و تبعیت از مدهای زودگذر است.
وقتی مد جراحیهای زیبایی از بین میرود و ظاهر فرد دیگر «مدرن» به نظر نمیرسد، واکنشهای روانی مختلفی میتواند در افراد شکل بگیرد؛ واکنشهایی که بهطور مستقیم با اعتمادبهنفس و تصویر ذهنی فرد از خودش در ارتباط است.
وی افزود: وقتی مد جراحیهای زیبایی از بین میرود، ما با پدیدهای مواجه میشویم که میتوان آن را فروپاشی تصویر ایدهآل فرد از خودش دانست. تصویری که فرد با پیروی از آن احساس خوبی داشته و برایش ارزش روانی ایجاد میکرد، ممکن است فرو بریزد و این ارزش از دست برود.
او افزود: این وضعیت میتواند واکنشهایی مانند شرم بدنی (بادیشیم)، افزایش اضطراب بهویژه اضطراب اجتماعی، و حتی خشم و افسردگی پنهان ایجاد کند؛ اضطرابی که زمانی شکل میگیرد که فرد احساس میکند در معرض نگاه و قضاوت دیگران قرار دارد.
به گفته بابایی، آن چیزی که تا پیش از این یک ابژه تأییدکننده بوده—ظاهر، بدن یا لباس—و نقش ضامن ارزشمندی فرد را ایفا میکرده، حالا به منبع تهدید تبدیل میشود. اگر این روند تکرار شود، فرد به این تجربه میرسد که «خود» او امری ناپایدار است که مدام با تعاریف بیرونی تغییر میکند و در نتیجه، احساس ارزشمندی او نیز دائماً دچار نوسان میشود؛ وضعیتی که میتواند زمینهساز مشکلات روانی متعددی باشد.
منبع: ایرنا